ای رهبر شهیدم ...
هنوز باورمان نمیشود که آن لحظه فرا رسیده باشد؛ لحظهای که آسمان، داغدار شد و زمین در سکوتی سنگین فرو رفت. گویی زمان از حرکت ایستاد تا رفتن مردی را به تماشا بنشیند که سالها تکیهگاه دلهای یک ملت بود. از آن روز، ایران دیگر همان ایرانِ دیروز نیست؛ جای خالی تو را میتوان در چشمهای منتظر، در دلهای دلتنگ و در بغضهای ناگفته این مردم دید.
تو فقط یک رهبر نبودی؛ پدری بودی که امنیت را به فرزندانش هدیه میداد، امید را در دلها زنده نگه میداشت و با نگاهت، آرامش را به جان این سرزمین میبخشید. در وجودت، اقتدار و مهربانی به هم رسیده بودند؛ صلابت یک فرمانده، فروتنی یک بنده خدا و محبت بیدریغ یک پدر.
ای پیر شریعت... تو دین را با زندگیات معنا کردی. به ما آموختی ایمان، در کنار مردم بودن است؛ در دفاع از مظلوم، در ایستادگی برابر ظلم و در فدا کردن جان برای عزت وطن. تو با سادگی، قلههای بزرگی را فتح کردی و با خون پاکت، نام خود را برای همیشه بر صفحه تاریخ این سرزمین نوشتی.
اما امروز، با همه سنگینی این داغ، میدانیم که تو ما را برای گریستن تنها نگذاشتی. میراث تو اشک نیست؛ میراث تو ایستادن است. باید برخاست؛ از میان خاکستر اندوه، امید را دوباره زنده کرد و پرچم عزت این سرزمین را بر دوش گرفت. هر قدمی که برای آبادانی ایران، عدالت، پیشرفت و سربلندی این خاک برداشته شود، ادامه راه توست.
میگویند شهیدان نمیمیرند... و ما هر روز این حقیقت را زندگی میکنیم. تو در تپش قلب ایران زندهای؛ در لبخند کودکی که امنیت را نفس میکشد، در دعای مادری که آرامش فرزندش را از خدا میخواهد، در غیرت جوانی که دل در گرو این پرچم دارد و در هر دستی که برای ساختن آیندهای روشنتر بالا میرود.
گاهی دلمان برای صدایت تنگ میشود؛ برای نگاه مطمئنت، برای حضورت، برای آن احساس امنی که با بودنت در دلها جاری بود. اما هر بار که نامت را زمزمه میکنیم، انگار دوباره قامت استوارت را میبینیم؛ انگار هنوز کنار این مردم ایستادهای و با همان لبخند همیشگی، ما را به صبر، ایمان و استقامت دعوت میکنی.
ما عهد میبندیم که راهت را بر زمین نگذاریم؛ نگذاریم غبار زمان بر آرمانهایت بنشیند. شانه به شانه هم، برای ایرانی آباد، مستقل، مقتدر و سربلند خواهیم ایستاد؛ ایرانی که عزتش را از ایمان، اقتدارش را از وحدت و آیندهاش را از تلاش فرزندانش میگیرد.
سلام بر تو، ای رهبر شهید... ای پدر مهربان این ملت. اگرچه چشمهای ما از دیدنت محروم شد، اما نامت از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد. تو در جان این سرزمین جاری هستی؛ در هر طلوع، در هر پرچم برافراشته و در هر قلبی که برای ایران میتپد.
ما ماندهایم و پیمانی که هرگز فراموش نخواهد شد؛ پیمان برخاستن، پیمان استواری و پیمان وفاداری به ایران.
گزارشگر : فاطمه میری
